خانه / اقتصاد / بازاریابی و جایگاه آن در میان شرکت های ایرانی

بازاریابی و جایگاه آن در میان شرکت های ایرانی

بازاریابی و برندینگ موضوعات مهمی هستند که هر کسب و کاری برای برتر شدن به آنها نیاز اساسی دارد. این دو مقوله باعث می شود تا بین شرکت های نوآور و خلاق و شرکت های بی توجه فرق اساسی باشد و دسته ی اول بتوانند گوی سبقت را از رقیبان خود بربایند.

بازاریابی برای تمام کسانی که کسب و کار دارند، چه کوچک و چه بزرگ، نقش مهمی را در رسیدن به هدف ایفا می کند. هدف تمام ما از راه اندازی یک کسب و کار، فروش بیشتر و در نهایت افزایش سود اشت. این روز ها خیلی از شرکت های ایرانی به دنبال اجرای انواع استراتژی های بازاریابی هستند و به تقلید از بسیاری از شرکت های بزرگ دنیا از ابزار و طرح های خلاقانه آنها استفاده می کنند. اما به نظر می رسد اجرای برنامه های جهانی بازاریابی تا آن میزان که انتظار میرفته است در ایران موفق نبوده است.

کارشناسان دنبال نکردن استراتژی های بازریابی به صورت جدی و تکیه کردن بر بازاریابی سنتی را از دلایل عدم موفقیت ایرانیان می دانند.

برندینگ نیز در ایران با چالش‌های زیادی مواجه بوده و هنوز نتوانسته به روشنی جایگاه خود را پیدا کند. به نظر می‌رسد موضوع بازاریابی و برندینگ و شیوه‌های نوین آن، این روزها بحث داغی باشد که بنگاه‌های اقتصادی با آن، سر و کار دارند.

به چند نکته مهم در مورد بازاریابی و برندینگ اشاره می کنیم:

 

برندها نیازمند وفاداری هستند یا مشتری ها؟

امروزه مخاطبان با پیام‌های تبلیغاتی بسیار زیادی مواجه هستند و وفادارسازی مشتریان نسبت به برند سازمان کاری سخت و پیچیده است. برندها هرروز با آمار و ارقام جدید، جدول‌ها و اینفوگرافیک‌های تازه که هرکدام پیشنهاد تازه‌ای برای وفادار کردن مشتریان دارند، روبه‌رو می‌شوند.

وفاداری در لغت به معنای «دلبستگی خاص و ویژه به چیزی یا کسی» است. تلاش‌های بسیاری برای ورود این مفهوم به حوزه کسب‌وکار تحت‌عنوان برنامه‌های وفاداری مشتریان و وفاداری برند صورت گرفته و در اندک زمانی، برنامه وفاداری به یکی از ابزارهای استراتژیک جذب و حفظ مشتریان بدل شده است.

  • نقطه تقاطع وفاداری مشتری و برندسازی:

این دو هرکدام موضوعی جداگانه هستند، وفاداری مشتری و برندسازی مانند دو جاده عمود بر هم می‌مانند که در تقاطعی تحت‌عنوان برنامه وفاداری مشتریان یکدیگر را قطع می‌کنند. نتایج به‌دست‌آمده از گزارش‌های سالانه برنامه‌های وفاداری، به این مساله اشاره‌شده است که ۲۹ درصد از مشتریان به هیچ برندی وفادار نمی‌مانند، مگر آنکه آن برند، برنامه وفاداری داشته باشد! از این جمله چنین بر می‌آید که برنامه‌های وفاداری، نوعی انگیزه برای مشتریان هستند تا خود را وابسته به یک برند بدانند. مهم‌تر از این به ما می‌گوید، مشتریان به دنبال ارزش‌هایی بالاتر از صرف خرید، در ارتباط با برندها هستند؛ ارزش‌هایی که به شناخت بهتر دو طرف از یکدیگر و پاداش‌هایی جذاب منجر شود.

 

  • مشتریان حرفه ای:

هرچه زمان بیشتر می‌گذرد، مشتریان در فرآیند خرید حرفه‌ای‌تر می‌شوند. آنها بی‌هدف خرید نمی‌کنند. در گزارشی ۴۶ درصد از برندهای مطرح و شناخته شده اعلام کرده بودند، مشتریان آنها تنها برای افزایش امتیازات خود در برنامه وفاداری، از آنها خرید می‌کنند. کسب و کارها به‌جای سرمایه‌گذاری برای بازگشت مشتری و اجرای برنامه‌های وفاداری، بخش وسیعی از بودجه بازاریابی خود را صرف تبلیغات می‌کنند. آنها هنوز در مراحل تبلیغ و آگاهی بخشی مانده‌اند.

بازاریابان حرفه‌ای فراموش کرده‌اند که خود را جای مشتریان بگذارند و بدانند که آنها واقعا به چه مواردی نیاز دارند؟ و این تأسف‌برانگیز است. آنها مشتری را فردی پذیرنده می‌دانند که هرچه در اختیارش بگذارند، قبول می‌کند! این تصور اشتباه است.

  • شکست:

مشتریان می‌خواهند وفادار باشند اما درصورتی‌که دلیلی برای این کار خود ببینند! این دلیل را شرکت‌ها باید در اختیار آنها بگذارند. در یک مطالعه دانشگاهی به این نتیجه رسیده‌اند که ۸۵ درصد از مشتریان، از شرکت‌ها می‌خواستند که فعالیت‌های بیشتر و بهتری برای شناسایی مشتریان وفادار از غیر وفادار و امتیازدهی به آنها درنظر بگیرند. برندها نیاز دارند که این خواسته مشتریان خود را برآورده سازند، چراکه مشتریان وفادار ۶۷ درصد بیشتر از مشتریان جدید از آنها خرید می‌کنند. برندها به مشتریان وفادار خود نیاز دارند. بازاریابی که تنها بر یک جنبه از کار تمرکز کند، محکوم‌به شکست است.

جایگاه مسئولیت اجتماعی در بازاریابی ایران

یکی از ابزارهایی که در کشورهای توسعه یافته به صورت گسترده استفاده می‏شود پرداختن به مقوله مسوولیت اجتماعی است. در ساده‏ترین تعریف، مسوولیت اجتماعی، مجموعه وظایف و تعهداتی است که سازمان باید در جهت حفظ، مراقبت و کمک به جامعه‏ای که در آن فعالیت می‏کند، انجام دهد.

نوع نگرش مدیران ارشد سازمان به این مقوله و نحوه پرداختن و اجرایی‌کردن پروژه‏های مسوولیت اجتماعی سازمان است. تصویر ایجاد شده از برند سازمان در اذهان مخاطبان و همچنین پیام دریافت شده از اقدامات انجام شده تا حد زیادی منوط به سوژه انتخابی و چگونگی اجرای آن است. توجه به محیط زیست یا معضلات اجتماعی و واکنش نشان دادن به اتفاقات روز جامعه ساده‌ترین و نخستین گزینه‏ای است که به ذهن مدیران ایرانی می‏رسد.

 

تحقیقات بازار گامی جامانده در مدیریت بازار

بازار به جهت عوامل متعدد کلان و خرد و به‌ویژه رفتار مصرف‌کننده پیچیده‌ترین بخش مدیریت به شمار می‌رود و به‌طور قطع مدیریت بازاریابی و فروش نقش بسزایی را در تدوین چشم‌اندازی و راهبرد یک کسب‌وکار در هر سطحی ایفا می‌کند.

مدیران عامل در ایران با وجود آگاهی از اهمیت بازاریابی هرگز نگاهی علمی به این بخش نداشته‌اند و همیشه تلاش کرده‌اند با رابطه‌مداری و به‌کارگیری بازاریاب‌های رابطه‌مدار فروش را افزایش دهند. رشد قارچ‌گونه عرضه‌کنندگان داخلی و خارجی کالا و خدمات و افزایش رقابت موجب شده است دیگر روش‌های سنتی پاسخگوی نیاز مدیران در عرصه فروش نباشد و بنابراین دیگر بدون قدم گذاشتن بر پله تحقیقات بازار و پاسخگویی به مشتریان براساس نیاز و خواسته آنها امکان‌پذیر نیست.

اهمیت ارزیابی رضایتمندی مشتری برای توسعه بازار

یک پرسش‌نامه کاربردی متناسب با موضوعات دارای اهمیت در حوزه‌های مختلف (پاسخگویی کارشناسان، کیفیت، بسته‌بندی، خدمات پس از فروش، قیمت و…) ساده‌ترین ابزار برای کسب این اطلاعات است و هزینه‌ای زیادی را نیز به شرکت تحمیل نمی‌کند. مدیران عامل باید آگاه باشند مشتریان کنونی مهم‌ترین اطلاعات بازار را بدون هزینه در اختیار آنها خواهند گذاشت و بنابراین باید فرم نظرسنجی و ارزیابی رضایتمندی ابزاری کاملا جدی تلقی کنند. نکته کلیدی دیگر در موضوع جمع‌آوری اطلاعات از بازار و پژوهش بازار شروع این کار تحقیقاتی پیش از تولید محصول است که کمتر مدیر و تولیدکننده‌ای این موضوع را مدنظر قرار می‌دهد.

با پایگان همراه باشید

درباره‌ی گروه تولید محتوا پایگان

همچنین ببینید

کسب درآمد از شبکه های اجتماعی

فروش غیرحضوری از طریق شبکه‌های اجتماعی و الزامات آن

شاید تا یک دهه قبل نکاتی که باعث فروش بیشتر محصولات فروشندگان می‌شد، محل خوب …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *